سيستم تخليه گازهای غيرقابل تقطير چیلرهای جذبی

سيستم تخليه گازهای غيرقابل تقطير چیلرهای جذبی : از آنجائيكه چيلرهاي جذبي آب و ليتيوم برومايد تحت فشارهايي خيلي كم كار مي كنند، هوا مي تواند از كوچكترين درز يا ترك در سيستم نفوذ كند. نفوذ هوا باعث بالا رفتن فشار درون جاذب به واسطه جمع شدن گازهاي غيرقابل تقطير مي شود. اين تغيير فشار جاذب باعث بالا رفتن دماي نقطه جوش مبرد مي گردد. براي مثال اگر گازهاي غيرقابل تقطير به اندازه ۲ ميليمتر جيوه فشار واحد جاذب را بالا برند دماي نقطه جوش به اندازه ۵٫۵ درجه سانتی گراد (۱۰ درجه فارنهایت) افزايش مي يابد، بنابراين ظرفيت تبريد سيستم به شدت تأثير مي پذيرد. با كاهش ظرفيت تبريد، دماي آب خنك شده خروجي افزايش و باعث مي شود كه:

۱ . شير ترموستات آب خنك شونده به شير تنظيم دبي بخار فرمان مي دهد كه بيشتر باز شود.

۲ . بخار ورودي بيشتر به مولد بخار، باعث مي شود كه غلظت محلول در مولد بخار افزايش يابد.

۳ . در جاذب به علت افزايش فشار، محلول نمي تواند مقدار زيادي بخار جذب كند. در نتيجه به علت كاهش گرماي نهان تقطير و گرماي حل شدن مبرد كه بايد از محلول گرفته شود، محلول بيش از حد سردتر مي شود.

۴ . به اين ترتيب در مبدل حرارتي يك جريان با غلظت بالا از مولد بخار و يك جريان بيش از حد سرد شده از جاذب خواهيم داشت كه اين باعث كريستاله شدن محلول در مبدل حرارتي مي گردد.

ضمناً پس از گذشت مدت زماني نفوذ هوا باعث خوردگي و از بين رفتن اجزاء و قطعات داخلي چيلر مي شود. لذا سيستم نبايد هيچگونه درز يا سوراخ ريز داشته باشد.

گازهاي غيرقابل تقطير

گازهاي غيرقابل تقطير حتي در صورت عدم وجود درز يا ترك هم در چيلر بوجود مي آيند. اين گازها مي تواند توسط واكنش هاي شيميايي ليتيوم برومايد و فلز بدنه ايجاد شود. براي جلوگيري از اين مساله مواد ضد خورندگي و مكمل به محلول اضافه مي كنند. براي جلوگيري از تجمع گازهاي غيرقابل تقطير و هوا بايد در چيلر ، سيستمي براي تخليه اين گازها در نظر گرفت. يک نمونه از سيستم تخليه گازهاي غير قابل تقطير در شکل (۱-۳) نشان داده شده است.

سيستم تخليه گازهای غيرقابل تقطير چیلرهای جذبی

وظيفه اين سيستم جداسازي گازهاي غيرقابل تقطير از سيستم اصلي و جمع آوري در محفظه هايي به نام محفظه تخليه مي باشد. اين گازها سپس از اين محفظه به محيط تخليه مي شود. طراحي هاي مختلفي براي اين سيستم انجام شده است كه تفاوت اصلي آنها در محفظه تخليه و عمل تخليه كردن است. در بسياري از طراحي ها از يك پمپ خلأ براي تخليه گازهاي غيرقابل تقطير به صورت متناوب استفاده شده است. در ديگر طراحي ها از پمپ خلأ استفاده نشده است زيرا اين گازها مقداري بخار آب هم همراه دارند كه مي تواند به پره هاي پمپ خسارت وارد نمايد. يكي از طرح هايي كه در اين زمينه مطرح شده است “اداکتور” است كه گازهاي غيرقابل تقطير را به يك محفظه هدايت كرده و بدون كمك پمپ آنها را به بيرون تخليه مي کند. اين ادکتور(جت اگزاستور) مي تواند متفاوت از ادکتوري باشد که براي هدايت محلول غليظ قبلا اشاره شد.

گازهاي غيرقابل تقطير و هوا

گازهاي غيرقابل تقطير و هوا عموماً در بالاي محفظه جاذب و تقطير كننده جمع مي شوند كه به كمك اداكتور اين گازها به بيرون تخليه مي گردند. اداكتور داراي يك روزنه (اريفيس) است كه از آن محلول ضعيف ابزروبر پمپ مي شود و اين عمل باعث مي گردد كه جريان محلول با سرعت زياد در گلوگاه (روزنه) ايجاد گردد. اين سرعت زياد جريان محلول باعث ايجاد يك منطقه كم فشار در خروجي روزنه مي شود. حال اگر گازهاي غيرقابل تقطير و هوا را به كمك لوله به اين منطقه كم فشار هدايت شود اين گازها به سمت منطقه كم فشار حركت مي كنند و با جريان محلول از اداكتور خارج مي گردند و به سمت محفظه تخليه هدايت مي شوند.

در اين محفظه تخليه گازها به صورت حباب از محلول جدا شده و در بالاي آن جمع آوري و به اين ترتيب مي توان گازهاي غيرقابل تقطير و هوا را از سيستم جدا نمود. فشار ايجاد شده در منطقه كم فشار اداكتور كمي پايين تر از فشار بخار محلول در اداكتور مي باشد. فشار بخار در اداكتور همان فشار بخار محلول در واحد جاذب در زمان پمپ محلول ضعيف مي باشد. اگر در سيستم گازهاي غيرقابل تقطير وجود داشته باشد، فشار جاذب مجموع فشار بخار و فشار گازهاي غيرقابل تقطير بوده ولي فشار اداكتور فقط فشار بخار محلول خواهد بود. لذا اگر در سيستم گازهاي غيرقابل تقطير وجود داشته باشد به راحتي به سمت اداكتور حركت مي کنند.

شماتيك يك اداكتور در سيستم تخليه گازها

گازهاي غيرقابل تقطير در محفظه تخليه

گازهاي غيرقابل تقطير در محفظه تخليه جمع و كم كم فشار محفظه بيشتر مي گردد و هنگامي كه از فشار اتمسفريك بيشتر شد چراغ هشدار دهنده روشن مي شود و مي توان به صورت دستي شير را باز كرد و گازها را به محيط تخليه نمود. البته شيرهاي خودكار هم تعبيه شده است كه اگر فشار محفظه تخليه از فشار اتمسفر يك كمتر شود به صورت خودكار جلوي ورود هوا را مي گيرد. براي احتياط بيشتر مي توان از يك لوله پلاستيكي انعطافپذير استفاده كرد كه يك سر آن به صورت آزاد در ظرف محلول مستغرق باشد. در اين صورت هنگامي كه فشار كمتر از فشار اتمسفريك بشود، محلول وارد لوله و هوا وارد سيستم نمي شود.

در هنگام تخليه گازهاي غيرقابل تقطير اگر شير خط ورودي محلول بسته شود، سطح محلول در محفظه تخليه بالا ميرود لذا گازهاي غيرقابل تقطير فشرده شده و فشار ان بالا مي رود و باعث مي شود تخليه آن بهتر صورت گيرد. البته كار تخليه را مي توان به صورت خودكار، بوسيله يك سويچ فشار و يك شير مغناطيسي به صورت تناوبي انجام دارد. البته غالباً ترجيح داده مي شود كه اين كار به صورت خودكار نباشد و از استفاده كننده از چيلر براي اين كار استفاده شود. دليل اين امر اين است كه اگر فواصل زمانياي كه براي تخليه در نظر گرفته شده مرتباً كوتاهتر شود نشانگر وجود درز يا شكاف يا خوردگي شديد سطوح داخلي مي باشد كه بايد براي جلوگيري از آن اقدام عاجل پيش بيني نمود. اين فاصله زماني را حدود ۷ تا ۱۰ روز مي توان در نظر گرفت. البته هر كارخانه براي چيلرهاي توليدي خود برنامه مشخصي را ارائه مي دهد.

سيستم تخليه بدون پمپ در شکل ۱-۳ (شکل بالا) نشان داده شده است.

روش کار به شرح زير است :

وقتي چيلر در حال كار مي باشد تمامي گازهاي غيرقابل تقطير تمايل دارند تا در بخش واحد جاذب جمع شوند. بخشي كه در كمترين فشار كار مي كند، جريان محلول ليتيوم برومايدي كه از قسمت رانش پمپ محلول و از طريق مكنده جاري شده، مكشي را باعث مي شود جريان به صورت غيرقابل تقطير درآمده و محلول را به ذرات كوچك گاز و يا بخار تبديل كند. دو مكنده تخليه A1, A2 ، محلول و گازهاي غيرقابل تقطير را به يك محفظه ذخيره سازي B هدايت مي كنند.

در اين محفظه مقداري از گازهاي غيرقابل تقطير به سمت مولد بخار هدايت و از آنجا مابقي گازهاي غيرقابل تقطير از محلول جدا مي شود و محلول عاري از گاز از طريق لوله سرريز مولد بخار به سمت (جاذب) برمي گردد و گازهاي غيرقابل تقطير در محفظه ذخيره سازي خارجي D جمع و ديگر قادر به بازگشت به چيلر نخواهد بود. حتي اگر چيلر از كار بيفتد اين گازها معمولاً بايد به طور منظم از چيلر خارج شوند. روند تخليه گاز بسيار ساده و حتي در زماني كه چيلر در حال فعاليت است نيز امكانپذير مي باشد. عمليات تخليه مخزن با باز كردن شيرهاي محلول ليتيوم برومايد به طوري كه مخزن حاوي گازها را تحت فشار قرار داده و گازها را به بيرون تخليه نمايد صورت مي پذيرد.

در چيلر SSE100 که داده هاي طراحي بر اساس آن است از سيستم تخليه با پمپ استفاده شده است.مجموعه سيستم پرچ شامل پمپ واکيوم و کندانسور واکيوم ميباشد.

در محفظه بالاي کندانسور واکيوم کمترين فشار داخل چيلر ايجاد مي شود و نقاطي که گازهاي غير قابل تقطير ايجاد مي شود (بيشترين گاز غير قابل تقطير در ابزربر ايجاد مي شود) به اين محفظه با لوله ارتباط دارند و در نتيجه اين گزها به محفظه کم فشار بالاي کندانسور واکيوم هدايت مي شوند و کافي است هفته اي يک بار حدود ۱۰ دقيقه پمپ واکيم را به کار انداخته تا گازهاي غير قابل تقطير از سيستم خارج شوند.

مطالعه بیشتر ⇓

چیلر تراکمی آب خنک

چیلر تراکمی هوایی

چيلر جذبي

مبدل حرارتي

شناخت کامل دستگاه گازسوز GHP در متن ⇐ سیستم تهویه مطبوع مرکزی GHP

به این متن چند ستاره میدین؟ (ستاره سمت چپ بیشترین امتیاز رو داره. بدون نیاز به ثبت نام در سایت می تونید امتیاز بدید)
[کل: 0 میانگین: 0]
اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست